پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۰

دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم

چشم پوشیده جمال تو تماشا کردیم

الفت عالمیان بسکه نفاق آمیز است

خویش را گرد رم وحشت عنقا کردیم

نارسا طالع ما بین! که به جایی نرسید

ناله هر چند که در هجر تو شبها کردیم

می توان صبحدم از بستر ما گلها چید

یاد روی تو ز بس در دل شبها کردیم

تبسم خانه زاد آن لب کم گوست می دانم

ملاحت از نمک پرورده های اوست می دانم

قیامت دوش بر دوش خرام سرو آزادش

رعونت سایه پرورد نهال اوست می دانم

زجوش بی دماغی نکهت گل بر نمی تابم

سرم سودایی آن زلف عنبربوست می دانم

ز سیر گلشن کشمیر گلها می توان چیدن

نیسمش از هواداران آن گیسوست می دانم

وفا از دور گردان نگاه او بود جویا

تغافل، پیشهٔ آن نرگس جادوست می دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۲بود آسودگی در اضطراب از چشم بی‌تابم
  2. شمارهٔ ۸۳۳به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
  3. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
  4. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
  5. شمارهٔ ۸۳۶تا بود سودای زلفش در سر شوریده‌ام
  6. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  7. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
  8. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.