پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۵

از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام

همچو نقش پا ندارم بام و در، ویرانه ام

بسکه در بزمش زحیرت خشک برجا مانده است

موج صهبا چون رگ سنگ است در پیمانه ام

روزی هر کس بود در خورد استعداد او

می نویسد بر صدف گردون برات دانه ام

تا ز داغ آن گل رو سوختم فانوس وار

شد عبیر پیرهن خاکستر پروانه ام

کلبه ام را رتبهٔ دیگر بود از فیض عشق

شیشه بندد بر فلک چینی نمای خانه ام

برق هم از خرمنم جویا به استغنا گذشت

کی به چشم مور آید از ضعیفی دانه ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  2. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
  3. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
  4. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
  5. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
  6. شمارهٔ ۸۴۲روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
  7. شمارهٔ ۸۴۳بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
  8. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.