پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۲

روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم

از گل داغ ای دل افسرده باغت می کنم

آرمیدی ای دل بی مهر با آسودگی

می کنم باز آشنای درد و داغت می کنم

غیر سوز درد ای داغ جگر افسرده ای

روغن از خون دل امشب در چراغت می کنم

آخر ای بی مهر بر بی تابیم سوزد دلت

می طپم در خون دل چندان که داغت می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
  2. شمارهٔ ۸۴۵دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
  3. شمارهٔ ۸۴۶درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
  4. شمارهٔ ۸۴۷بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
  5. شمارهٔ ۸۴۸کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
  6. شمارهٔ ۸۴۹فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
  7. شمارهٔ ۸۵۰دور از تو زبسکه بی دماغم
  8. شمارهٔ ۸۵۱فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.