پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۸

کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم

گل شفتالوی این باغ را نیلوفری دیدم

بود در دیده ام افتادگی را رتبهٔ دیگر

زمین را بر فراز عرش و کرسی برتری دیدم

نهان در زنگ کلفت تا به کی باشد دلم، زاهد!‏

من این آیینه را از موج روشنگری دیدم

به روی آتش دل همچو مویی جسم زارم را

بسی شبها فکندم تا نشان از آن پری دیدم

فرنگی را رسد گر دعوی ایمان کند جویا

ز بس کس هندوی زلف سیاهش کافری دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۰دور از تو زبسکه بی دماغم
  2. شمارهٔ ۸۵۱فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام
  3. شمارهٔ ۸۵۲دلی از فیض یاد عارضش رشک چمن دارم
  4. شمارهٔ ۸۵۳خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد می‌کردم
  5. شمارهٔ ۸۵۴گرنه از جوش نزاکت بر تنش سنگین بود
  6. شمارهٔ ۸۵۵آن ملاحت راست در مستی ثناگستر لبم
  7. شمارهٔ ۸۵۶بی او ز خون ناب دماغی چو تر کنیم
  8. شمارهٔ ۸۵۷کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.