پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۵

آن ملاحت راست در مستی ثناگستر لبم

شور صد دریاست با هر قطرهٔ می بر لبم

فیض سرمستیم از خمخانهٔ دل می رسد

همچو موج از پهلوی دریاست دایم بر لبم

آشنا گردید در مستی به کنج لعل یار

کام خود برداشت در این نشئه از کوثر لبم

می کنم قالب تهی چون شیشهٔ خالی مدام

لحظه ای گر دور افتد از لب ساغر لبم

خشکی لب باعث قطع سخن شد در خمار

کار دندان می کند مقراض آسا هر لبم

آرزوی پای بوست گشته دامنگیر دل

همچو ماه نو به راه شوق پا تر سر لبم

در ثنای تشنه لب شاه شهیدان دور نیست

چون سرشک از دیده جویا ریخت گر گوهر لبم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۷کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
  2. شمارهٔ ۸۵۸صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته ام
  3. شمارهٔ ۸۵۹به شهربند تعلق دمی قرار ندارم
  4. شمارهٔ ۸۶۰بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
  5. شمارهٔ ۸۶۱بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
  6. شمارهٔ ۸۶۲بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
  7. شمارهٔ ۸۶۳به جز سر جوش می عقل‌آفرینی چون نمی‌دانم
  8. شمارهٔ ۸۶۴تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.