پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۸

صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته ام

از پهلوی رخ تو چو زلفت شکسته ام

بر دیده ام خرام که در رهگذار تو

فرش است شیشه پارهٔ رنگ شکسته ام

چون غنچه های لالهٔ نشکفته در چمن

گلهای داغ در غم او دسته بسته ام

شوخی من ملایم طبع خلایق است

بر صفحهٔ زمانه چو اشعار جسته ام

چون غنچه ای که سرزند از شاخ نازکی

دل را به تار زلف سیاه تو بسته ام

سیلاب حادثات کی از جا برد مرا

در چارموج تفرقه جویا نشسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۰بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
  2. شمارهٔ ۸۶۱بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
  3. شمارهٔ ۸۶۲بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
  4. شمارهٔ ۸۶۳به جز سر جوش می عقل‌آفرینی چون نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۸۶۴تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم
  6. شمارهٔ ۸۶۵اسیر پیچش آن طره شکن گیرم
  7. شمارهٔ ۸۶۶مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم
  8. شمارهٔ ۸۶۷دست هوس زنعمت دنیا کشیده ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.