پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۵

اسیر پیچش آن طره شکن گیرم

ز موج نکهت سنبل کنند زنجیرم

ز حیرتم چه عجب گر بماند از رفتار

به روی آب روان گر کشند تصویرم

مرا ز ضعف به دل طاقت گسستن نیست

گر از سرشک بود دانه های زنیجرم

لب سخن نگشایم عبث که همچو کتاب

عیان ز پردهٔ خاموشیست تقریرم

به سینه غنچه پیکان شود مرا گل داغ

جدا ز گلشن کوی تو بسکه دلگیرم

چو ریخت دست قضا رنگ صورت هستی

ز پیچ و تاب رگ برق کرد تحریرم

شوم ز دشت نوردی اسیرتر جویا

که همچو خانه دو نقش پای زنجیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۷دست هوس زنعمت دنیا کشیده ام
  2. شمارهٔ ۸۶۸آشنا خواهد شدن ما و ترا دل‌ها به هم
  3. شمارهٔ ۸۶۹ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم
  4. شمارهٔ ۸۷۰ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
  5. شمارهٔ ۸۷۱از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
  6. شمارهٔ ۸۷۲من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
  7. شمارهٔ ۸۷۳افروخت تا ز باده عذار سمن برم
  8. شمارهٔ ۸۷۴مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.