پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۴

تا ز جام عشق دل مستان شد و دیوانه هم

چون گهر مستغنی است از فکر آب و دانه هم

شیشه های طاق این غمخانه دلهای پر است

شکوه ها زین دور دارد با لب پیمانه هم

صدمه های دل تپیدن نه همین رنگم شکست

رخنه ها افکند در دیوارهای خانه هم

کرم شب تابیست چون گردد به گرد عارضش

شمع بزم یار گاهی، می شود پروانه هم

گریهٔ مستی نه تنها غم زدای سینه است

صیقل دلهاست جویا قهقه مستانه هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۶مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم
  2. شمارهٔ ۸۶۷دست هوس زنعمت دنیا کشیده ام
  3. شمارهٔ ۸۶۸آشنا خواهد شدن ما و ترا دل‌ها به هم
  4. شمارهٔ ۸۶۹ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم
  5. شمارهٔ ۸۷۰ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
  6. شمارهٔ ۸۷۱از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
  7. شمارهٔ ۸۷۲من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
  8. شمارهٔ ۸۷۳افروخت تا ز باده عذار سمن برم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.