پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۲

من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم

پرتو شمع است چون فانوس گرد دامنم

نیست دمسازی ترا مانند من ای عندلیب

یا تویی هنگامه رنگین ساز گلشن یا منم

درمندی خوی بد را می کند زایل ز طبع

می شود از فیض عشق آخر پری اهریمنم

من که می سوزد دلم در یاد شمع عارضی

نیست غیر از نور چون فانوس در پیراهنم

گر خدا ناکرده بگریزم ز دست انداز عشق

جز دهان اژدها جویا مبادا مامنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۴مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
  2. شمارهٔ ۸۷۵اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
  3. شمارهٔ ۸۷۶افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
  4. شمارهٔ ۸۷۷ز شوق آنکه به گوشت رسیده آوازم
  5. شمارهٔ ۸۷۸در حریم وصل از دلدار دور افتاده ام
  6. شمارهٔ ۸۷۹نیست تنها بی‌رخت دشمن گریبان ناله‌ام
  7. شمارهٔ ۸۸۰در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم
  8. شمارهٔ ۸۸۱ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.