پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۰

در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم

جسم رفتم در غم او از خود و جان آمدم

همچو آب جو که در گل می نماید خویش را

گرچه گشتم پای تا سر گریه، خندان آمدم

با تن زار از پی آن یوسف مصر جمال

همچو گرد کاروان افتان و خیزان آمدم

کی اسیر عشق را بی بهره دارد فیض حسن

گل ستان گشتم ز بس زانرو گلستان آمدم

بر نمی تابد تن روشن دلان بار لباس

از عدم، جویا! به رنگ شعله عریان آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۲حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
  2. شمارهٔ ۸۸۳اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
  3. شمارهٔ ۸۸۴به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
  4. شمارهٔ ۸۸۵رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
  5. شمارهٔ ۸۸۶خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
  6. شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
  7. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
  8. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.