پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۳

اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم

هرگز ز زخم شکوه به مرهم نکرده ایم

ما در مصاف همدم شمشیر جرأتیم

بازوی عجز پیش کسی خم نکرده ایم

پیوسته تلخ کام نشاط است امید ما

ما لب چشمی ز چاشنی غم نکرده ایم

تنها ز دل بخون تمنا طپیده ایم

بیگانه را به راز تو محرم نکرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۵رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
  2. شمارهٔ ۸۸۶خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
  3. شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
  4. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
  5. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
  6. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  7. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
  8. شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.