پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۸

بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم

در کنار اشک حسرت مهرهٔ گل داشتیم

چون ز خود رفتیم در راه طلب همچون حباب

گام اول پای در دامان منزل داشتیم

یاد ایامی که چون از کوی جانان می شدیم

چشم بر در، پای در گل، دست بر دل داشتیم

یک نفس دل بر ما غافل از دنیا نبود

این فلاطون را عبث در فکر باطل داشتیم

از خیال ابرو و رخسار او شب تا سحر

سیر ماه نو به روی بدر کامل داشتیم

سالها در کویش از زاینده رود چشم تر

همچو سرو جویباری پای در گل داشتیم

با لب هر زخم جویا ما شهادت کشتگان

خندهٔ قهقه به ضرب دست قاتل داشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  2. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
  3. شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام
  4. شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
  5. شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
  6. شمارهٔ ۸۹۵گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
  7. شمارهٔ ۸۹۶لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
  8. شمارهٔ ۸۹۷تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.