پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۷

تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام

جام لبریز می احمر بود آیینه ام

نقش بسته صورتت در خاطرم پیش از وجود

خلوت عکس تو در خارا بود آیینه ام

معنی نور علی از دل ما روشن است

در کف آن آینه سیما بود آیینه ام

باشد از بس عکس رویش دلنشین، افتاده است

صفحهٔ تصویر او هر جا بود آیینه ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۹ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام
  2. شمارهٔ ۹۰۰کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم
  3. شمارهٔ ۹۰۱در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم
  4. شمارهٔ ۹۰۲خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم
  5. شمارهٔ ۹۰۳بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
  6. شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
  7. شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم
  8. شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.