پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۸

نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم

طپیدنهای دل از رخنه های سینهٔ چاکم

به اهل درد حاجت نیست زاد ره پس از مردن

که از پهلوی نقد داغ، گنجی در ته خاکم

رگ ابری شود خونبار بر روی هوا پیدا

به هر سو رو نهد مد نگه از چشم نمناکم

ز فیض کیف افیون، موشکافم در سخن جویا

خدیو ملک معنایم چو باشد تخت تریاکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۰کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم
  2. شمارهٔ ۹۰۱در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم
  3. شمارهٔ ۹۰۲خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم
  4. شمارهٔ ۹۰۳بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
  5. شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
  6. شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم
  7. شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
  8. شمارهٔ ۹۰۷ز بی‌تابی شود هردم فزون‌تر آتش شوقم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.