پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۹

ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام

می رسد از آب خود مانند گوهر دانه ام

همتم هرگز نشد خجلت کش احسان کمی

هیچگه از ریزش باران نشد تر دانه ام

می رساند رزق ما هر جا بود خود را به ما

همچو مور از خویش بیرون آورد پر دانه ام

من که از طور تجلی شعله افروز دلم

کی گذارد برق بی زنهار پا بر دانه ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۱در سراغ تو غبار رم عنقا گشتیم
  2. شمارهٔ ۹۰۲خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم
  3. شمارهٔ ۹۰۳بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
  4. شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
  5. شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم
  6. شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
  7. شمارهٔ ۹۰۷ز بی‌تابی شود هردم فزون‌تر آتش شوقم
  8. شمارهٔ ۹۰۸گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.