پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۰

کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم

می کند فولاد را سرپنجهٔ مردانه موم

اضطرابم یار سرکش را ملایم می کند

شمع محفل گشته از بیتابی پروانه موم

کیسهٔ نقد وجودم سر به مهر حیرت است

تا بشد از آتش عشقش دل دیوانه موم

در حریم چرب نرمی جوش عشرت می زند

همچو زنبور عسل آن را که باشد خانه موم

قفل آتش را توان جویا به آسانی گشود

گر کلید همت دل را بود دندانه موم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۲خیال ساغر چشم تو کرده مدهوشم
  2. شمارهٔ ۹۰۳بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
  3. شمارهٔ ۹۰۴تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه ام
  4. شمارهٔ ۹۰۵به تماشای تو بشفت بهار نگهم
  5. شمارهٔ ۹۰۶چنان ز زشتی کردار خود خجل شده ام
  6. شمارهٔ ۹۰۷ز بی‌تابی شود هردم فزون‌تر آتش شوقم
  7. شمارهٔ ۹۰۸گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم
  8. شمارهٔ ۹۰۹دهد بوی جگر پرکاله آهم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.