پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۷

ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم

گوهر یکدانه ای را در خلاب افکنده ایم

مغز خورشید از شمیم عشق باشد عطسه ریز

تا بر این اخگر ز لخت دل کباب افکنده ایم

در طریق جستجو از گرمی رفتار خویش

آتش شوقی در آغوش شتاب افکنده ایم

سادگی بین کز پی تحصیل آرام و قرار

خویش را در موج خیز اضطراب افکنده ایم

شاهد دیدار از آیینهٔ ما رو نتافت

تا به رخ از پردهٔ حیرت نقاب افکنده ایم

در هوای گرم سیر عشق امشب ما و یار

جامه خواب از پرنیان ماهتاب افکنده ایم

خویش را جویا به رنگ نقش پای زایران

بر در دولت سرای بوتراب افکنده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
  2. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  3. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
  4. شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام
  5. شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
  6. شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
  7. شمارهٔ ۸۹۵گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
  8. شمارهٔ ۸۹۶لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.