پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۶

خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم

خویش را چون جاده بر دامان منزل بسته ایم

حسنش از طفلی نمک پرورد شور عشق ماست

ما بجای مهره بر گهواره اش دل بسته ایم

شهد ناب از دیده می ریزد سرشک ما به خاک

تا دل خود را به آن شیرین شمایل بسته ایم

تا توان روز جزا با این نشانش یافتن

ما ز خون خود حنا ز دست قاتل بسته ایم

زور وحشت الفت ما را ز کویش نگسلد

دل به تار زلف آن مشکین سلاسل بسته ایم

در حقیقت غنچهٔ گلزار نومیدی بود

اینکه بر نخل حیات خویشتن دل بسته ایم

در پناه دردمندی از حوادث ایمنیم

ما که بر بازوی خود طومار از دل بسته ایم

خامشی مفتاح قفل بستهٔ دلها بود

ما لب خود را برای حل مشکل بسته ایم

حرز ما جویا دل پرمهر شاه اولیاست

رشتهٔ جان را از آن با این حمایل بسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
  2. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
  3. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  4. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
  5. شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام
  6. شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
  7. شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
  8. شمارهٔ ۸۹۵گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.