پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۵

رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم

چون غنچهٔ حباب شکفتن نسازدم

از اضطراب، عقدهٔ دل سخت تر شود

ای وای چون کنم که طپیدن نسازدم

بوی بهار، بیش کند سوز عشق را

در کوچه باغ زلف دویدن نسازدم

سرپنجهٔ مرا به گریان خصومت است

چون دشت غیر شقهٔ دامن نسازدم

پرورده است عشق دلم را به اشک و آه

آب و هوای وادی ایمن نسازدم

جویا بس است آب حیات آبرو مرا

منت ز یار و دوست چو دشمن نسازدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
  2. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
  3. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
  4. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  5. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
  6. شمارهٔ ۸۹۲یک‌رنگ بی‌خودی شده از خود بریده‌ام
  7. شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
  8. شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.