پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۱

سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم

صیقل آیینهٔ خورشید شد خاکسترم

در خیالم بسکه شب هر دم به رنگی آمدی

می توان صد رنگ گل رفتن ز روی بسترم

از پی هم می رود دور از وصال او سرشک

همچو فوج آهوی رم کرده از چشم ترم

چون شوم محوت نیاید از من، می شود

پردهٔ حیرت چو آیینه نقاب جوهرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۳ضعف نگذاشت که یک ره جهد از جا آهم
  2. شمارهٔ ۸۹۴غمی در خاطر هر کس وطن گیرد غمین باشم
  3. شمارهٔ ۸۹۵گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
  4. شمارهٔ ۸۹۶لخت لخت از یاد رویت شد دل بی کینه ام
  5. شمارهٔ ۸۹۷تا ز عکست برگ گل سیما بود آیینه ام
  6. شمارهٔ ۸۹۸نماید چون جرس در راه شوق شوخ بیباکم
  7. شمارهٔ ۸۹۹ننگ منت بر نتابد همت مردانه ام
  8. شمارهٔ ۹۰۰کرد دلها را به مژگان نرگس جانانه موم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.