پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۲

حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم

ز بس آهی نهان گردیده در هر قطره اشکم

گرفت از بس دلم از سردمهریهای او امشب

بدامن بسته می ریزد چو گوهر قطرهٔ اشکم

به چشم خویش دیدم امتزاج آب و آتش را

برون آورده تا از چاک دل سر قطرهٔ اشکم

از آن طبلی که خورد از دل تپیدن در شب هجران

پرد از شاخ مژگان چون کبوتر قطرهٔ اشکم

ز بس اندوخت فیض نور از طور دلم جویا

در گوش مه و خورشید شد هر قطرهٔ اشکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۴به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
  2. شمارهٔ ۸۸۵رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
  3. شمارهٔ ۸۸۶خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
  4. شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
  5. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
  6. شمارهٔ ۸۸۹زحال من چسان آگاه گردد شوخ خودکامم
  7. شمارهٔ ۸۹۰ای من خراب طورک رندانه تان شوم
  8. شمارهٔ ۸۹۱سوخت تا از پرتو آن آتشین خو پیکرم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.