پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۹

نیست تنها بی‌رخت دشمن گریبان ناله‌ام

رخنه اندازد جرس‌آسا به دامان ناله‌ام

همره من گر شوی در گلستان جوش گل است

غنچه را از بس کند خاطر پریشان ناله‌ام

لخت دل با خون حسرت بس که ریزد هر طرف

بی‌تکلف کرده عالم را گلستان ناله‌ام

رخنه می‌اندازدش چون غنچه در جیب و بغل

گر رساند چرخ را دستی به دامان ناله‌ام

نالهٔ نی می‌کند دل را همین سرگرم شوق

می‌شود آتش‌فروز صد نیستان ناله‌ام

دل تپیدن؛ طبل و لشکر؛ فوج غم؛ آهش؛ علم

سوی گردون می‌رود جویا به سامان ناله‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۱ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
  2. شمارهٔ ۸۸۲حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
  3. شمارهٔ ۸۸۳اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
  4. شمارهٔ ۸۸۴به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
  5. شمارهٔ ۸۸۵رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
  6. شمارهٔ ۸۸۶خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
  7. شمارهٔ ۸۸۷ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
  8. شمارهٔ ۸۸۸بی تو از بس گرد غم بر چهرهٔ دل داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.