پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۴

مستیش افزود تا بشکست مینای دلم

جام عیشش پر بود از ریختن های دلم

غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیست

زان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم

رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشست

شد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم

بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مباد

پربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم

همچو خون مرده ماند در رگ خارا شرار

گر فتد بر کوه جویا بار غم‌های دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۶افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
  2. شمارهٔ ۸۷۷ز شوق آنکه به گوشت رسیده آوازم
  3. شمارهٔ ۸۷۸در حریم وصل از دلدار دور افتاده ام
  4. شمارهٔ ۸۷۹نیست تنها بی‌رخت دشمن گریبان ناله‌ام
  5. شمارهٔ ۸۸۰در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم
  6. شمارهٔ ۸۸۱ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
  7. شمارهٔ ۸۸۲حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
  8. شمارهٔ ۸۸۳اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.