پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۵

اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم

به رنگ شمع محفل خویش را صرف زبان کردم

فغانم از گداز آتش غم اشک حسرت شد

بحمدالله که درس ناله را امشب روان کردم

کشیدم بر سر آخر پردهٔ رسوایی عشقش

به جیب پارهٔ خود غنچه سان خود را نهان کردم

خیال مهر رویی بر دلم تابیده است امشب

زمین را از فروغ کوکب اشک آسمان کردم

چو صبح از ساغر خورشید جویا در دم پیری

چراغ خویش روشن از شراب ارغوان کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۷ز شوق آنکه به گوشت رسیده آوازم
  2. شمارهٔ ۸۷۸در حریم وصل از دلدار دور افتاده ام
  3. شمارهٔ ۸۷۹نیست تنها بی‌رخت دشمن گریبان ناله‌ام
  4. شمارهٔ ۸۸۰در کدورت خون شدم از خویش شادان آمدم
  5. شمارهٔ ۸۸۱ما دل خویش به ابروی خم آویخته ایم
  6. شمارهٔ ۸۸۲حباب آسا فتد از دیدهٔ تر قطره اشکم
  7. شمارهٔ ۸۸۳اصلا بمی شکایتی از غم نکرده ایم
  8. شمارهٔ ۸۸۴به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.