پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۶

مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم

پیچ و تاب غم عشق تو بود زنجیرم

سوی خود می کشد از دایرهٔ تدبیرم

زور وابستگی سلسلهٔ تقدیرم

شوق زخم دگرم باعث بیتابی شد

زیر شمشیر تو می غلطم و بی تقصیرم

در هوای تو ز بس رفته ام از خود چه عجب

کاغذ باد شود گر ورق تصویرم

از رگ برق مگر عشق تو تابیده کمند

که چنین گرم عنان گشته پی تسخیرم

چارهٔ حال خرام دم درویشان است

گشته جویا چو حباب از نفسی تعمیرم

مرشد دل گه و گه گوش به ارشاد دلم

گاه شاگرد دلم، لحظه ای استاد دلم

ناله تار نگهم راست چو ابریشم چنگ

بسکه لبریز بود سینه ز فریاد دلم

نسبت من به تو چون نسبت بلبل به گل است

چه عجب گر نه به گوش تو رسد داد دلم

بیستون را بفلاخن نهد از بیتابی

زور بازوی توانایی فرهاد دلم

مژه بر هم زدنش پنجهٔ شاهین بلاست

آن سیه چشم که جویا شده صیاد دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۸آشنا خواهد شدن ما و ترا دل‌ها به هم
  2. شمارهٔ ۸۶۹ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم
  3. شمارهٔ ۸۷۰ما منت مرهم به جراحت نپسندیم
  4. شمارهٔ ۸۷۱از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
  5. شمارهٔ ۸۷۲من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
  6. شمارهٔ ۸۷۳افروخت تا ز باده عذار سمن برم
  7. شمارهٔ ۸۷۴مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
  8. شمارهٔ ۸۷۵اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.