پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۹

ز بس بالد نگه از دیدنت در چشم حیرانم

نیاید چون پر ناوک بهم صفهای مژگانم

چه شد درهم شکست ار بار عصیان استخوانم را

گزم تا از ندامت لب سراپا عقد دندانم

مرا کی باز دارد تنگی میدان ز بیتابی

میان بیضهٔ فولاد چون جوهر پر افشانم

چنان برداشت عشق از پیش چشمم عیب رسوایی

که باشد عشق شیشهٔ ناموس زیب طاق نسیانم

ز گریه چون حباب از هرزه گردی گردبادآسا

گهی در کسوت آب و گهی در خاک پنهانم

ز بس شیرینی افتد چشم چون بر شکرین لعلش

بهم چسبید بسان شمع محفل موی مژگانم

ز بار جوهر معنی گران خیز است اندامم

ز بس دارم گهر در بار، گویی ابر نسیانم

دلم بسته است گاه گفتگو بر جنبش لعلش

نباشد غیر موج باده جویا جوهر جانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۱از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
  2. شمارهٔ ۸۷۲من که از جوش تجلی رشک نخل ایمنم
  3. شمارهٔ ۸۷۳افروخت تا ز باده عذار سمن برم
  4. شمارهٔ ۸۷۴مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
  5. شمارهٔ ۸۷۵اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
  6. شمارهٔ ۸۷۶افروختهٔ عشقم و پروانهٔ خویشم
  7. شمارهٔ ۸۷۷ز شوق آنکه به گوشت رسیده آوازم
  8. شمارهٔ ۸۷۸در حریم وصل از دلدار دور افتاده ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.