پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۳

خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد می‌کردم

به این افسون دلش را مایل بیداد می‌کردم

چسان بینم به دام طره‌ات آن مرغ دل‌ها را

که بر گرد تو می‌گرداندم و آزاد می‌کردم

ز چشمش می‌گرفتم گاه دل گه باز می‌دادم

نگاهش را به علم دلبری استاد می‌کردم

چو می‌دیدم دلش را مایل بی‌تابی عاشق

به اندک جور او دانسته صد فریاد می‌کردم

به بزم حیرتم طعن خموشی می‌زند سوسن

اگر من هم زبان می‌داشتم فریاد می‌کردم

نه امروزی‌ست این بی‌تابی‌ام جویا که چون جوهر

پرافشانی میان بیضهٔ فولاد می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۵آن ملاحت راست در مستی ثناگستر لبم
  2. شمارهٔ ۸۵۶بی او ز خون ناب دماغی چو تر کنیم
  3. شمارهٔ ۸۵۷کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
  4. شمارهٔ ۸۵۸صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته ام
  5. شمارهٔ ۸۵۹به شهربند تعلق دمی قرار ندارم
  6. شمارهٔ ۸۶۰بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلم
  7. شمارهٔ ۸۶۱بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
  8. شمارهٔ ۸۶۲بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.