پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۷

بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم

بر کباب دل نمک پاشد نگه دزدیدنم

آه کز غم در شب هجران او فریاد را

نالهٔ زنجیر می سازد به خود پیچیدنم

هر دو عالم کفهٔ میزان سزد قدر مرا

عقل کل از روی دقت خواهد ار سنجیدنم

گر به قدر شوق جانان جسم را سامان دهند

می شکافد نه فلک را چون قفس بالیدنم

خاطر افسرده ام جویا محیط عالم است

دهر را ماتم سرایی می کند رنجیدنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۹فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
  2. شمارهٔ ۸۵۰دور از تو زبسکه بی دماغم
  3. شمارهٔ ۸۵۱فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام
  4. شمارهٔ ۸۵۲دلی از فیض یاد عارضش رشک چمن دارم
  5. شمارهٔ ۸۵۳خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد می‌کردم
  6. شمارهٔ ۸۵۴گرنه از جوش نزاکت بر تنش سنگین بود
  7. شمارهٔ ۸۵۵آن ملاحت راست در مستی ثناگستر لبم
  8. شمارهٔ ۸۵۶بی او ز خون ناب دماغی چو تر کنیم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.