پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۱

ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم

که لبهایش بهم چسبیده از شیرینی جانم

به رنگ صبح شد پاشیده از بس در دل شبها

خیال حسن پرشورش نمک در چشم حیرانم

ز بس دارد طراوت نوبهار حسن رنگینش

نماید خاک را گل سایهٔ سرر خرامانم

ز بیدردانم از من شکوه ای گر کند جویا

همیشه با دل پرخون به رنگ غنچه خندانم

خون حسرت لاله آسا در ایاغت می کنم

ای جگر از آتش دل باز داغت می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۳بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
  2. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
  3. شمارهٔ ۸۴۵دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
  4. شمارهٔ ۸۴۶درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
  5. شمارهٔ ۸۴۷بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
  6. شمارهٔ ۸۴۸کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
  7. شمارهٔ ۸۴۹فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
  8. شمارهٔ ۸۵۰دور از تو زبسکه بی دماغم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.