پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۷

نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم

غم عالم ندارم تکیه بر ذات خدا دارم

چه شد گر از جفایش رفت بر باد فنا خاکم

هنوز از بی وفایی های او چشم وفا دارم

چو مویی گشت جسم در هوای زلف مشکینش

به رنگ بوی سنبل تکیه بر دوش صبا دارم

جهان تا گشت از من پادشاه وقت خود گشتم

به سر از تیره بختی سایهٔ بال هما دارم

نه چشم همرهی از جسم دارم نه ز جان جویا

به راه بیخودی پرواز رنگی رهنما دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
  2. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
  3. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
  4. شمارهٔ ۸۴۲روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
  5. شمارهٔ ۸۴۳بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
  6. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
  7. شمارهٔ ۸۴۵دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
  8. شمارهٔ ۸۴۶درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.