پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۸

دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام

گل به دامان هوا از گرد جولان دیده ام

داشت امشب یاد گرمیهایش دل را در میان

تا سحر پروانه ای را در چراغان دیده ام

گشت در پیری بهار خاطرم یاد کسی

فیض شام وصل را در صبح هجران دیده ام

بر کنار جوی چاک دل به رنگ نخل آه

سرو یاد قامت او را خرامان دیده ام

باز دل را در غم هجران گل پیراهنی

غنچه آسا تکمهٔ چاک گریبان دیده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
  2. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
  3. شمارهٔ ۸۴۲روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
  4. شمارهٔ ۸۴۳بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
  5. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
  6. شمارهٔ ۸۴۵دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
  7. شمارهٔ ۸۴۶درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
  8. شمارهٔ ۸۴۷بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.