پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۹

نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم

شکست از موج خارا خورد این آیینه در سنگم

بیاد چشم مستی دارد از بس عشق دلتنگم

بریزد خون صهبا از شکست شیشهٔ رنگم

مرا باید کشید آزار هر کس را رسد دردی

محیط عالمست از وسعت مشرب دل تنگم

بزور معجز آخر رو بسویم کرد آن بدخو

بتابد پنجهٔ خورشید عشق آتشین چنگم

چو آن زخمی که از خونگرمی مرهم بهم آید

نهان گردید جویا در نگین نام من از ننگم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
  2. شمارهٔ ۸۴۲روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
  3. شمارهٔ ۸۴۳بی تو چون پسته طرب ساخته غمناکترم
  4. شمارهٔ ۸۴۴و قمری از فغان خود را دمی بیکار نگذارم
  5. شمارهٔ ۸۴۵دهد دل را به سیلاب فنا سیرابی اشکم
  6. شمارهٔ ۸۴۶درآمد تا در آغوش تمنا آن برو دوشم
  7. شمارهٔ ۸۴۷بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
  8. شمارهٔ ۸۴۸کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.