پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۹

ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم

بادا ترا ز باده بهار فرنگ چشم

مانند زخم دوخته نگشود بر رخم

ترسیده بسکه زان بت مژگان خدنگ چشم

گردیده در غم تو به تاراج گریه رفت

سویت ز چاک سینه گشایم چو زنگ چشم

در راه انتظار تو بدخو نشسته ام

سر تا بپا ز شوق شدم چون پلنگ چشم

جویا به یاد نوگل رنگین کرشمه ام

ریزد ز اشک رنگ بهار فرنگ چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۱تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم
  2. شمارهٔ ۸۳۲بود آسودگی در اضطراب از چشم بی‌تابم
  3. شمارهٔ ۸۳۳به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
  4. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
  5. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
  6. شمارهٔ ۸۳۶تا بود سودای زلفش در سر شوریده‌ام
  7. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  8. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.