پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۳

به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم

به پا بیخودی این راه را مردانه سر کردم

نمی بینم عنان اختیاری در کفت ای دل

به کوی او مرو دیگر! تو می دانی، خبر کردم

گشودم نسخهٔ درد پریشان حالی خود را

به خون دل زبان مانند برگ غنچه تر کردم

سر و سرکردهٔ روشندلان گردیده ام جویا

به بزم عشق تا چون شمع ترک تاج و سر کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
  2. شمارهٔ ۸۳۶تا بود سودای زلفش در سر شوریده‌ام
  3. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  4. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
  5. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
  6. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
  7. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
  8. شمارهٔ ۸۴۲روشن از سوز درون امشب چراغت می کنم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.