پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

بود آسودگی در اضطراب از چشم بی‌تابم

چو نبض خسته دایم در طپش باشد رگ خوابم

مرا دل کندن از صهبا کم از جان کندنی نبود

در اعضا ریشه دارد از رگ تلخی می نابم

ز مستی رتبهٔ جمشید باشد بینوایان را

بود تختم بساط خاک تا در عالم آبم

ز جوش گریه در شبهای هجران چشم آن دارم

که چون خاشاک بردارد زجای خویش سیلابم

کنم بی شکرین لعل تو گر پیمانه پیمایی

رگ تلخی زبان مار گردد در می نابم

مرا یاد بناگوشی چنین در تاب و تب دارد

کمند صید دل گردیده جویا موج مهتابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
  2. شمارهٔ ۸۳۵از غار راه ریزد عشق رنگ خانه ام
  3. شمارهٔ ۸۳۶تا بود سودای زلفش در سر شوریده‌ام
  4. شمارهٔ ۸۳۷نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
  5. شمارهٔ ۸۳۸دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
  6. شمارهٔ ۸۳۹نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
  7. شمارهٔ ۸۴۰به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
  8. شمارهٔ ۸۴۱ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.