پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

با شیخ خانقاه می ناب می زنم

ساغر بطاق ابروی محراب می زنم

در دیده ام خیال تو هر دم بصورتیست

هر لحظه نقش تازه ای بر آب می زنم

رسوائیم ز یاد بناگوش او فزود

می در حجاب چادر مهتاب می زنم

دستم به کار سینه نیامد اگر ز ضعف

مشت از تپیدن دل مهتاب می زنم

زاهد تو و صلاح و عبور از پل صراط

من رند می پرستم و بر آب می زنم

جویا ز گریه ای که عطا شد بدیده ام

صد طعنه بر روانی سیلاب می زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
  2. شمارهٔ ۸۲۸عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
  3. شمارهٔ ۸۲۹ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
  4. شمارهٔ ۸۳۰دیده بر روی خیال تو شبی واکردیم
  5. شمارهٔ ۸۳۱تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم
  6. شمارهٔ ۸۳۲بود آسودگی در اضطراب از چشم بی‌تابم
  7. شمارهٔ ۸۳۳به راه عشق در گام نخست از خود سفر کردم
  8. شمارهٔ ۸۳۴بسکه جا کرده است مهرت در سراپای تنم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.