پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۰

کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم

زان قیامت جلوه در دل شور محشر داشتم

با زبان حال تا حال دلم گوید به یار

نامهٔ صد پارهٔ چون بال کبوتر داشتم

از نزاکت ماند رخسار او جای نگاه

چون ز بیم غیر از رویش نظر برداشتم

زورق تن بر کنار وصل او چون می رسید

کز گرانجانی به بحر عشق لنگر داشتم

تا سیه مستیم از صهبای سودای تو بود

من به رنگ لاله جام از کاسهٔ سر داشتم

آفتاب عشق برق خرمن نخوت بود

پیش پای او نهادم آنچه در سر داشتم

آبرو گردآوری می کرد جویا همتم

پا به دامان قناعت تا چو گوهر داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۲چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
  2. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
  3. شمارهٔ ۸۲۴در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
  4. شمارهٔ ۸۲۵با شیخ خانقاه می ناب می زنم
  5. شمارهٔ ۸۲۶چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می‌گفتم
  6. شمارهٔ ۸۲۷شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
  7. شمارهٔ ۸۲۸عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
  8. شمارهٔ ۸۲۹ما را بود ز خون جگر لاله رنگ چشم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.