پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۹

کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل

مگر از طرز نگاهم شنوی زاری دل

نقد فرصت که به غمخواری دل خرج کنی

صرف کن خانه خراب از پی غمخواری دل

گر نه بیماری چشمان تو ساریست چرا

شد مرا الفتشان باعث بیماری دل

دل قوی دارو به نیروی سعادت برسان

بر زمین پشت فلک را به مددکاری دل

تا ازو سور درون دود نیارد بیرون

آه سردم شده سرگرم هواداری دل

دل عشاق براهت ز بس افتاده به خاک

جاده ها عقد گهر گشته ز بسیاری دل

عشق بسته است کمر حضرت دل را هشدار

تا توانی مده از دست پرستاری دل

حالیست طرفه که جویا غمم از پهلوی اوست

گرچه عمرم همه شد در پی غمخواری دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۱ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
  2. شمارهٔ ۸۲۲چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
  3. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
  4. شمارهٔ ۸۲۴در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
  5. شمارهٔ ۸۲۵با شیخ خانقاه می ناب می زنم
  6. شمارهٔ ۸۲۶چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می‌گفتم
  7. شمارهٔ ۸۲۷شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
  8. شمارهٔ ۸۲۸عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.