پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد

بازار گل فروشی رخسار گرم شد

جان را ز فیض عشق تعلق بود به جسم

چندان بتافت مهر که دیوار گرم شد

بر من از این باده مپیما می نگاه

سوزد دلم به سینه که بسیار گرم شد

برداشت چون نقاب ز رخ بزم در گرفت

هنگامه ای ز شعلهٔ دیدار گرم شد

جویا چو مهر مطلع انوار فیضهاست

آن سرکه از پیالهٔ سرشار گرم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰ترک همره رهنمای کوی ماه من بود
  2. شمارهٔ ۴۹۱آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شود
  3. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
  4. شمارهٔ ۴۹۳ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
  5. شمارهٔ ۴۹۴حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
  6. شمارهٔ ۴۹۵ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
  7. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  8. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.