پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۳

ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند

ز بس شوخی ستادن در رهش رفتار را ماند

نهال جرأتم را نیست باری با جگر داری

به چشمم پنجهٔ شیران گل بی خار را ماند

ز بس دور از تو در گرد کدورت گشته ام پنهان

شکست رنگ رویم رخنهٔ دیوار را ماند

شبم از روی او روز است و روز از زلف مشکین شب

به راه جستجو شبگیر ما ایوار را ماند

به چشم آنکه کرد از حسن معنی چشم دل روشن

به گردون مهر تابان صورت دیوار را ماند

سرم برگرد دل از فیض یادش بسکه می گردد

دلم در سینه جویا نقطهٔ پرگار را ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۵ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
  2. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  3. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  4. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
  5. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
  6. شمارهٔ ۵۰۰پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
  7. شمارهٔ ۵۰۱دل مرا در پیری از قهر الهی می‌تپد
  8. شمارهٔ ۵۰۲چو مست باده رخ از روزنی برون آرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.