پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود

عکس رخسار تو در آینهٔ یادم بود

هست دل در طلب هر چه میسر نبود

آنچه از دیده نهان بود پریزادم بود

همچو برگی که زگل بر سر خاری ریزد

دور ازو بر مژه لخت دل ناشادم بود

صید دل شکر که منت کش صیاد نشد

موج خوناب جگر خنجر فولادم بود

لب فرو بستنش امروز ز اندیشهٔ غیر

سیر آهنگ تر از شوخی فریادم بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲چو مست باده رخ از روزنی برون آرد
  2. شمارهٔ ۵۰۳دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد
  3. شمارهٔ ۵۰۴میان او که در اندیشه در نمی آید
  4. شمارهٔ ۵۰۵چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
  5. شمارهٔ ۵۰۶عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
  6. شمارهٔ ۵۰۷بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
  7. شمارهٔ ۵۰۸زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
  8. شمارهٔ ۵۰۹آه از لب چون شکر خوبان سمرقند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.