پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد

صید ما منت کش جانبخشی قاتل نشد

عاشقانت را بود با درد پیوند دگر

بعد مردن وای اگر مشت گل ما دل نشد

می رسد جان در گداز تن به معراج قبول

استخوانی تا نماند از ماه نو کامل نشد

زینت تن باعث نقص هنر کی می شود

جوهر آیینه از موج صفا زایل نشد

هر قدر تخم هوس کشتیم غم آورد بار

مزرع امید ما صد شکر بی حاصل نشد

دست خالی می رود سوی وطن زین خاکدان

هر کرا برگ سفر جویا کف سایل نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
  2. شمارهٔ ۵۰۶عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
  3. شمارهٔ ۵۰۷بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
  4. شمارهٔ ۵۰۸زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
  5. شمارهٔ ۵۰۹آه از لب چون شکر خوبان سمرقند
  6. شمارهٔ ۵۱۰نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
  7. شمارهٔ ۵۱۱مانع سوز دل خستگی آزرم شود
  8. شمارهٔ ۵۱۲زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.