پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

زاضطراب چو موج سراب آب نخورد

دلی که در غم زلف تو پیچ و تاب نخورد

شبی که مغز جگر را به روی کار نداشت

ز خونفشانی مژگان تر دل آب نخورد

دل است قابل فیضان درد از اعضاء

بلی شکست بجز فرد انتخاب نخورد

چرا چو غنچه شمیم گل آید از دهنش

به جای باده اگر شوخ من گلاب نخورد

علو همت شمشیر یار را نازم

کمر به خون دلم تا نبست آب نخورد

اسیر ساده دلیهای زاهدم جویا

غم زمانه بخورد و شراب ناب نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
  2. شمارهٔ ۵۱۵خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
  3. شمارهٔ ۵۱۶بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
  4. شمارهٔ ۵۱۷من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
  5. شمارهٔ ۵۱۸با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
  6. شمارهٔ ۵۱۹بزم عیشم یک نفس بی جلوهٔ خوبان مباد
  7. شمارهٔ ۵۲۰تا نفس باشد ستون خیمهٔ تن چون حباب
  8. شمارهٔ ۵۲۱اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.