پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۵

خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد

مار چون بی دست و پا شد، خاکساری پیشه کرد

همچو شمع و شعله می میرد زیکدم هجر او

در جهان با دشمن خود هر که یاری پیشه کرد

بر رخش در خواب غفلت زدخوی خجلت گلاب

آنکه از کردار زشتش شرمساری پیشه کرد

گشته باران آبروی عالم از افتادگی

شد عزیز مصر خوبی آنکه خواری پیشه کرد

تا در دل‌ها از او جویا بود یک کوچه راه

دم به دم آن کس که همچون نای زاری پیشه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۷من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
  2. شمارهٔ ۵۱۸با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
  3. شمارهٔ ۵۱۹بزم عیشم یک نفس بی جلوهٔ خوبان مباد
  4. شمارهٔ ۵۲۰تا نفس باشد ستون خیمهٔ تن چون حباب
  5. شمارهٔ ۵۲۱اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند
  6. شمارهٔ ۵۲۲پای بر آسودگان خواب راحت می زند
  7. شمارهٔ ۵۲۳دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد
  8. شمارهٔ ۵۲۴آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.