پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد

که شاخ گل به چشمم حکم تیغ خونفشان دارد

بود در پردهٔ نومیدیم امیدواریها

که در خود هر گره چون غنچه ناخنها نهان دارد

بلغزد پای دلها بسکه سوی پستی فطرت

زمین در دیدهٔ مردم شکوه آسمان دارد

نمی باشد دو رنگی در طریق راستان جویا

که شمع بزم در دل هر چه دارد، بر زبان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵دلی که نیست حزین شادمان نمی باشد
  2. شمارهٔ ۵۲۶فلک تیغ ستم کی از من مهجور بردارد؟
  3. شمارهٔ ۵۲۷دلم هر گاه احرام طواف یار می بندد
  4. شمارهٔ ۵۲۸غنچه از نسبت لعل تو نزاکت دارد
  5. شمارهٔ ۵۲۹بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۳۰خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
  7. شمارهٔ ۵۳۱پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۲تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.