پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲

پای بر آسودگان خواب راحت می زند

قامت آن شوخ پهلو بر قیامت می زند

ترسم از رخسارش آب و رنگ ریزد بر کنار

حسن سرشارش ز بس موج طراوت می زند

کام بر می دارد از کیفیت صاف طهور

هر که شبها تا سحر جام ندامت می زند

گوییا از خوبنهای دل شکستن غافل است

آنکه بر مینای ما سنگ ملامت می زند

آبرو را می کند همچون گهر گردآوری

هر که دست دل به دامان قیامت می زند

آنکه جویا مگس بر خوان کس ناخوانده رفت

بر سر از شرمندگی دست ندامت می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۴آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
  2. شمارهٔ ۵۲۵دلی که نیست حزین شادمان نمی باشد
  3. شمارهٔ ۵۲۶فلک تیغ ستم کی از من مهجور بردارد؟
  4. شمارهٔ ۵۲۷دلم هر گاه احرام طواف یار می بندد
  5. شمارهٔ ۵۲۸غنچه از نسبت لعل تو نزاکت دارد
  6. شمارهٔ ۵۲۹بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند
  7. شمارهٔ ۵۳۰خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
  8. شمارهٔ ۵۳۱پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.