پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۱

اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند

سینه ها گویی که فانوس چراغ مرده اند

می فریبد هر قدر دور از نظر باشد سراب

گوشه گیران بازی دنیا فزون تر خورده اند

کی مراد خلق بر روی زمین حاصل شود؟

نوجوانان بسکه در خاک آرزوها برده اند

سخت ترسم شاهباز غمزه اش خالی فتد

مرغ دلها طبل وحشت از تپیدن خورده اند

نیست جویا دشمنی مانند خارا، شیشه را

دایم از وضع جهان اهل جهان آزرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۳دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد
  2. شمارهٔ ۵۲۴آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
  3. شمارهٔ ۵۲۵دلی که نیست حزین شادمان نمی باشد
  4. شمارهٔ ۵۲۶فلک تیغ ستم کی از من مهجور بردارد؟
  5. شمارهٔ ۵۲۷دلم هر گاه احرام طواف یار می بندد
  6. شمارهٔ ۵۲۸غنچه از نسبت لعل تو نزاکت دارد
  7. شمارهٔ ۵۲۹بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۳۰خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.