پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۷

دلم هر گاه احرام طواف یار می بندد

فلک چون غنچه اش محمل بنوک خار می بندد

زپیچ و تاب آن زلف گرهگیرم بود روشن

که چشم جادوی او بندها بر مار می بندد

مرا افسرده دارد سردمهریهای او چندان

که بر مژگان سرشکم چون در شهوار می بندد

خیال عارض او می گشاید ده در جنت

به رویم باغبان گر یک در گلزار می بندد

خرامت چون به دام حیرت آرد اهل گلشن را

ز افغان غنچه سان مرغ چمن منقار می بندد

برفت از هوش جویا در نگاه اولین ورنه

هر آن کس واله آن بت شور زنار می بندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۹بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند
  2. شمارهٔ ۵۳۰خلعت بی طمعی زیب هنرور باشد
  3. شمارهٔ ۵۳۱پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
  4. شمارهٔ ۵۳۲تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند
  5. شمارهٔ ۵۳۳ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شد
  6. شمارهٔ ۵۳۴زلف مشکین تو سرمایهٔ سودا باشد
  7. شمارهٔ ۵۳۵به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد
  8. شمارهٔ ۵۳۶آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.