پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۹

بی‌رخت گل در چمن آشفتگی‌ها می‌کند

غنچه با بوی تو در یک پیرهن جا می‌کند

پیش پیش رنگ رخسار خود از خود می‌رویم

در چنین دوری که چشمت کار صهبا می‌کند

راز در هر دل که جا گیرد نفس نامحرم است

عاشقان را دم زدن چون صبح روشن می‌کند

باز دل را دیده‌ام جویا هلاک درد هجر

با سر زلف نکویان میل سودا می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۱پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد
  2. شمارهٔ ۵۳۲تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلند
  3. شمارهٔ ۵۳۳ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شد
  4. شمارهٔ ۵۳۴زلف مشکین تو سرمایهٔ سودا باشد
  5. شمارهٔ ۵۳۵به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد
  6. شمارهٔ ۵۳۶آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنند
  7. شمارهٔ ۵۳۷ماه من از بام قصر امروز چون سر برکشید
  8. شمارهٔ ۵۳۸گر صبا با نکهت زلفش سوی هامون شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.