پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۸

گر صبا با نکهت زلفش سوی هامون شود

نافهٔ آهو چو داغ لاله غرق خون شود

هر که مجنون می تواند بود در فصل بهار

بوالعجب دیوانه ای باشد که افلاطون شود

نکهت گل شد پر پرواز بر روی هوا

هر که امروز آمد از خلوت برون مجنون شود

از فشارش در نهاد سنگ خون گردد شرار

حال دان زان پنجهٔ مژگان ندانم چون شود

نه همین از رفتنش پیراهن گل شد قبا

دور از او هر غنچه ای جویا دل محزون شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۰از رفتنت خوشی ز چمن دور می شود
  2. شمارهٔ ۵۴۱اگر شه ور گدا کز مرگ دایم بر حذر باشد
  3. شمارهٔ ۵۴۲به ره طرح چمن پیوسته رخسار تو می ریزد
  4. شمارهٔ ۵۴۳شبی که مستی باد تو در سرم باشد
  5. شمارهٔ ۵۴۴در باغ چو گل به رخ جانان نظر افکند
  6. شمارهٔ ۵۴۵کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
  7. شمارهٔ ۵۴۶خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
  8. شمارهٔ ۵۴۷رازها را لب خاموش نگهبان باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.